حکم اعدام برای جنایت شیطانی

ایسکانیوز از دادگاه کیفری گزارش می دهد
حکم اعدام برای متهم به جنایت شیطانی
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: پنج قاضی دادگاه کیفری پایتخت ، مردی را که متهم است با همدستی یک زن ، شوهر او را کشت به اعدام محکوم کردند.
*گزارش و عکس : فروغ طباطبایی

به گزارش روز یکشنبه خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز: بهروز 25 ساله متهم است ظهر 20 دی 1385 علیرضا را در خانه اش (اسلامشهر) با 16 ضربه کارد کشت. در این میان همسر 27 ساله قربانی به نام «معصومه» نیز متهم به معاونت در جنایت شیطانی شده است.
در تازه ترین نشست رسیدگی به این پرونده که شنبه هفته جاری در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی «نور ا… عزیزمحمدی» و با حضور چهار مستشار برگزار شد نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت.
سپس پدر داغدار در جایگاه ویژه قرار گرفت و گفت: پسرم از وقتی با دختر خاله اش ازدواج کرد کم تر به خانه ما رفت و آمد داشت. به همین دلیل از رابطه اش با عروسم بی خبرم و برای عاملان جنایت ، حکم مرگ می خواهم.
سپس متهم ردیف نخست رو به روی پنج قاضی ایستاد و به جنایت اعتراف کرد.بهروز گفت: سالها بود با علیرضا دوست بودم و وقتی زنش در خانه نبود به آنجا می رفتم و با هم مواد می کشیدیم. چند ماه قبل از مرگش یک موبایل به او فروختم و قرار شد پول آن را قسطی بدهد اما بدحسابی کرد.آخرین شب عمرش مرا به قبرستانی در اسلامشهر برد تا پولم را بدهد اما به جای تراول چک ، چند تکه کاغذ داد.من هم عصبانی شدم و کار به کتک کاری کشید.
بهروز، ادامه داد: صبح روز بعد به سراغ علیرضا رفتم تا تسویه حساب کنم که زنش را تنها دیدم.همان طور که منتظر بودم «علیرضا» سر رسید و غیرتی شد.با هم گلاویز شدیم و معصومه برای شوهرش چاقو آورد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، قاضی پرسید:پزشکی قانونی وجود 16 بریدگی را روی جنازه ، تایید کرده است. همه آنها را تو به تنهایی زدی؟
*متهم: بله ، معصومه در جنایت دخالتی نداشت.زمانی که وارد خانه علیرضا شدم زنش التماس می کرد به شوهرش کاری نداشته باشم.
نوبت دفاع به متهم ردیف دوم که رسید منکر معاونت در جنایت شد: شوهرم معتاد بود و بی کار.به همین خاطر خیاطی می کردم تا خرج خودم و پسر هشت ساله ام را در بیاورم.صبح آن روز سیاه وقتی پسرم به مدرسه رفت سرگرم شستن لباس ها شدم که زنگ خانه به صدا درآمد.در را باز کردم و بهروز به زور وارد شد.بعد مرا تهدید کرد تا داد و فریاد نکنم.20 دقیقه گذشته بود که شوهرم به خانه آمد. بهروز می خواست از پنجره فرار کند اما نمی دانم چرا منصرف و با علیرضا گلاویز شد. همان موقع برای شوهرم چاقو بردم.
*قاضی: همسایه ها گفته اند زمانی که شوهرت ، سر کار بود مردی با مشخصات بهروز به خانه شما رفت و آمد داشت. در این باره چه می گویی؟
*معصومه:دروغ است من هیچ ارتباطی با بهروز نداشتم.
*قاضی: به نظر می رسد بهروز ، هر روز بعد از رفتن شوهر و پسرت به خانه شما می آمد اما وقتی یکباره علیرضا سر رسید، چاره ای جز کشتن او نداشتید.بررسی ها نشان می دهد چاقوها را هم برای بهروز می بردی تا کار را تمام کند ؛ درست است؟
معصومه که اشک می ریخت پاسخ داد : نه ، من بی گناهم.در پایان این نشست قاضی «عزیزمحمدی» و چهار مستشار وارد شور شدند و روز یکشنبه بهروز را به قصاص نفس (اعدام) و معصومه را به 15 سال زندان محکوم کردند.حکم تا 20 روز پس از ابلاغ ، قابل تجدید نظرخواهی است.525/120

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: